سلام
این مدتی که با نظراتتون یاریم دادید ممنونم
آدرس وبلاگم رو تغییر دادم به فرامرزنامه به آدرس زیر :
ایشالا به یاری خدا هر روز مطلب بروز میذارم
بهم سر بزنید
فرامرزنامه ؛
گفت و شنودی بی پروا با "اهالی محله تفکر و تعقل و ... تعبد"
سلام
این مدتی که با نظراتتون یاریم دادید ممنونم
آدرس وبلاگم رو تغییر دادم به فرامرزنامه به آدرس زیر :
ایشالا به یاری خدا هر روز مطلب بروز میذارم
بهم سر بزنید
فرامرزنامه ؛
گفت و شنودی بی پروا با "اهالی محله تفکر و تعقل و ... تعبد"

همواره نقش محور در یک فعالیت گروهی منسجم زمانی بر همگان آشکار خواهد گردید و دبگر هیچ نقطه ابهامی در روند فعالیتها و اختیارات و وظایف آن پیشنخواهد آمد که اختلافات و درگیریها در آن گروه بالا گرفته و اعضا به دور از منطق موجود در درون آن گروه به نقد و تخریب یکدیگر دست برآورند که در این هنگام چنانچه وجود محوری مقتدر و آگاه به تمامی زوایای پیدا و پنهان فعالیت جمعی خودنمایی نماید می توان به بقا و ادامه راه گروه امیدوار بود
آنچه در بالا مورد بررسی قرار گرفت تحلیلی کوتاه و عوامانه از نقش کلیدی رهبر در جوامع وسیاسی و اجتماعی بود و آنچه که مسلم است چگونگی تفکیک جامع الشرایط بودن این محور یا همان رهبری یک جامع سیاسی می باشد.
مفهوم ولایت و رهبری در جمهوری اسلامی ایران که میراث خمینی روح خدا برای مردم همیشه بیدار ایران اسلامی می باشد دارای ابعاد پیدا و پنهان فراوانی می باشد که بر اساس نظریه فقهی آن بسیاری از ابعاد حرکتی انسان را همین ولایت فقیه به معنای وجودیش در بر می گیرد اما آنچه که به طور ملموس می توان در مورد آن سخن گفت چگونگی نقش آفرینی رهبری در موارد اختلاف و نزاع می باشد که انفاقا نقطه ممیز و تمیز کنند رهبری مبتنی بر نظریه جامع ولایت فقیه در ایران با تمامی رهبریها در نظامهای سکولار جهانی بوده و نشان از بعد معنویو تسلط بر قلوب دارد.
چنانچه در حوادث اخیر که به تعبیر رهبر معظم انقلاب شیطنت دشمنان مردم و انقلاب و ساده لوحی برخی از داخلیون موجب رقم خوردن آن گشت به وضوح ذکاوت و مردمی بودن رهبری مشخص شد ، به طوری که با توجه به هزینه های هنگفت براندازی و نیز جمعیت نسبتا چشمگیر غافلان و خوارج در درون نظام و فشار رسانه ای سنگین و کم نظیر انگلیس و امریکا از ب ب سی گرفته تا قلم نیوز را درخود جای داده بود ، رهبری نظام با درایت تمام و با تمام وجود در برابر تمام هجمه های تبلیغاتی و در حالی که بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب نیز ترس و واهمه در دلشان رسوخ کرده بود با شجاعت تمام یکه و تنها و با اتکا به قدرت ذات اقدس الهی در برابر هجمه ها و تیر های زهرآگون دشمن ایستادگی نمود تا بار دیگر نعمت بی انتهای ولایت بر تمام مردم ایران آشکار گردد و پاسخ دهد به تمام کوته فکرانی که ولایت را تنها بازی سیاسی می نامیدند چرا که گرجستان و اوکراین نیز تجربه شده است
ولایت فقیه نعمتی جاویدان بر امت اسلام و جهان تشیع می باشد که در تمامی شعون زندگی انسانها اثر گذاز بوده و تنها به دلیل غفلت مردم از این اصل اساسی نظام جمهوری اسلامی است که می تواند راه را برای حضور بیگانگان و دشمنان ملت ایران در عرصه های سیاسی و بین الملی گشوده و دست نامحرمان و نا اهلان را در سفره ای که به همت و غیرت هزاران گلگون کفن در ایران اسلامی پهن گردیده باز نماید
ضرورت پشتیبانی ولایت فقیه که به فرموده حضرت روح الله ضامن سلامت نظام است بار دیگر و با نقش آفرینی و از جان گذشتگی نائب خلفش بر تمامی ملت ستم دیده و ایثارگر روشن گردید و چندبن هزار مرتبه وظیفه و رسالت تک تک ملت ایران در برابر این نعمت بی بدیل خداوندی آشکار نمود.
متن پیشنهادی :
نامه سرگشاده نشریات عدالتخواه خطاب به علما و روحانیون
به تکلیف خود عمل کنید
حضرت روح الله 3/12/67 :
(( از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظارى نمىرود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم، خود اولين قربانيها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادتباشد ......
صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شدهاند (......) آنان در هر عصرى از اعصار براى دفاع از مقدسات دينى و ميهنى خود مرارتها و تلخيهايى متحمل شدهاند و همراه با تحمل اسارتها و.....

I extend my appreciation to my Master, Ayatullâh Mohammad Taqi Mesbah Yazdi for his efforts in building my Islamic knowledge structure and encouraging me to take part in this program. I have benefited fiom several individuals and wish to acknowledge their helpespeciaiiy Mohammad Javad Zarean, Seyed Ahmad Rahnama, Seyed Mohamrnad RezaHejazi, Ali Mesbah, Mahmood Namazi, Abd-Hasan Haghani, Morteza Agha Tehrani. Idns Samawi, Foad Izadi, Dr. Naglii Namakforoosh and Tom Testa.
[Al-Fayd al-Kashani (1598-1680) on self-supervision and self-accounting (Muhammad ibn Murtada al-Fayd al-Kashani, Islam) by Saghaye-Biria, Mohammad Nasser, MA
MCGILL UNIVERSITY (CANADA), 1997, page 3]
وقتی شهید بهشتی ، مدرسه حقانی را بواسطه مخالفت غیرمنطقی جمعی از طلاب با نظریات دکتر شریعتی ترک کرد ، در یکی از آخرین سخنرانیهای خود در جمع طلاب این مدرسه گفت :"مدرسه ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت کند که نتوانندبا ھمه دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟این نوع موضعگیریھا بسیاری از افراد را به یاد چماق ھای تکفیری می اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و و قرون وسطی خوانده اند.
(دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن نوشته شهید دکتر بهشتی ، تھران ، انتشارات بقعھ،1378)
مخاطب اصلی این سخنان شخصی جز اقای مصباح یزدی نبود، چه اینکه ایشان بواسطه همین تندرویها سرانجام از مدرسه حقانی رفتند.جالب است ایشان علت رویگردانی خود از مدرسه حقانی را نفوذ تفکرات مارکسیستی با محوریت فداییان خلق عنوان کردند. نکته دیگر اینکه علت اصلی و قدیمی اختلافات ایشان با اقای هاشمی رفسنجانی که به اوایل دهه پنجاه برمی گردد ، نیز بر سر مجاهدین خلق می باشد
.اکثریت ممتازطیف نوگرا و روشنفکر مدرسه حقانی و همفکران آنها شامل افرادی همچون شهید بهشتی ، شهید قدوسی ، شهید مفتح در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی! و سایرعملیاتهای تروریستی اول انقلاب که از سوی مزدوران استکبار جهانی صورت می گرفت به شهادت رسیدند ولیکن طیف سنتی از این بحبوحه جان سالم بدربرد.بعدها راجع به طیف سنتی مدرسه حقانی بیشتر خواهم نوشت
.اما آقای مصباح یزدی پس از مدرسه حقانی ، راهی موسسه در راه حق شد و چندی نیز در آنجا به فعالیتهای آموزشی و پژوهشی پرداخت و سرانجام با راه اندازی بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) ، آموزش حوزویان را از حالت سنتی به سمت آموزش کلاسیک و دانشگاهی رهنمون ساخت .این اتفاق درسال 1366 روی داد و پس از هشت سال مداومت و استمرار این حرکت ، در تاریخ 20 تیر 1374 ، شورای عالی انقلاب فرهنگی با به رسمیت شناختن موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) به سرپرستی آقای مصباح یزدی ، اعتبار ویژه ای به این موسسه بخشید.درهمان سال طی دیدار رهبرانقلاب از موسسه ،
حکم ریاست ایه الله مصباح یزدی تنفیذ شد.بلافاصله پس از رسمیت یافتن موسسه ، عده ای از شاگردان برجسته ایشان با تطبیق مدارک حوزوی خود و گرفتن مدارک معادل دانشگاهی ، برای ادامه تحصیل با استفاده از سهمیه بورسیه شورای عالی انقلاب فرهنگی راهی دیار غرب شدند و البته تمامی انها از جمله فرزندان خود آقای مصباح ابتدا در دانشگاه مک گیل مونترال کانادا به عنوان دانشجوی فوق لیسانس مشغول به تحصیل شده وپس از گرفتن مدرک فوق لیسانس ،برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، راهی دیگر مراکز دانشگاهی کانادا و امریکا شدند.از جمله این افراد ، اقایان مرتضی اقا تهرانی و محمدناصر سقای بی ریا بوده اند که راهی ایلات متحده شدند. آقای آقاتهرانی در دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک مشغول به تحصیل شد و تز دکترای خود را در زمینه تاثیر عرفانی خواجه نصیرالدین طوسی بر روی افکار ابن سینا به پایان رساند . وی در اثنای تحصیل امامت جماعت مسجد امام علی (ع) در منطقه بروکینز نیویورک را برعهده گرفت که البته در روزهای جمعه همانند ایران ، نماز جمعه را در آنجا اقامه می کرد.آقای بی ریا راهی تگزاس شد و همانند آقای تهرانی ، امام جمعه تگزاس شد
.متن انگلیسی فوق از صفحات ابتدایی
تز فوق لیسانس جناب آقای محمدناصر سقای بی ریا گرفته شده است. معمولا در چنین صفحاتی ، دانشجو از اساتید راهنما و مشاور و همچنین خانواده خود تقدیر و تشکر می کند ، اما تشکر ویژه ایشان از رهبر معنوی خود یعنی جناب اقای مصباح یزدی و نیز تشکر از دیگر همفکران همراه خود در مونترال کانادا که جملگی از شاگردان آیه الله مصباح یزدی هستند جلوه دیگری دارد و اوج تعلق خاطر ایشان به مراد خود را نشان می دهد.برخی از این افراد پس از اتمام تحصیل ، به ایران بازگشتند و در موسسه آقای مصباح شروع به تدریس کردند و برخی دیگر همانند آقای علی مصباح فرزند ارشد آیه الله مصباح یزدی که تمایل چندانی به بازگشت نداشتند ، علیرغم اتمام تحصیل چند صباحی بیشتر در آنجا ماندگار شدند.این در حالی است که تمامی دانشجویان بورسیه خارج می بایست بلافاصله پس از اتمام تحصیل به داخل کشور برگردند وگرنه وثیقه انها به مورد اجرا گذاشته می شد. اما در مورد بورسیه شدگان موسسه مصباح هیچگونه وثیقه ای از طرف دولت اخذ نشده بود که آنان نگران این مورد باشند
.بهرحال تمامی این شاگردان که اکنون عنوان دکتر را پیش از نام خود به همراه دارند ، با استفاده از فضاهای تبلیغی که در اختیارشان گذاشته شد، شروع به بسط تفکرات و اندیشه های استاد خود نمودند.هسته اصلی این فضا ی تبلیغی سخنرانی پیش از خطبه های اقای مصباح در نماز جمعه های تهران بود که بصورت یک هفته در میان ، خوراک فکری شاگردان را جهت گسترش اندیشه ایشان درلایه های مختلف اجتماعی تامین می کرد. این فضاها گاهی منابر مساجد و تکایا و هیئات مذهبی بودند.گاه دیگر نشستهای سیاسی که اغلب از سوی طیف مذهبی و تندرو دانشجویان در دانشگاهها برگزار می شد را هدف خود قرار می داد و در این زمینه طرحی بنام طرح ولایت اوج فعالیت تبلیغاتی آقای مصباح و اطرافیانش در دانشگاهها قلمداد شد. این روند تا سال 83 ادامه یافت و انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم به عنوان موعد برداشت میوه شیرین قدرت پس از سالها مرارت و سختی آقای مصباح و شاگردانش و البته افراد حامی ایشان تلقی شد و تمامی فعالیتهای حول این نقطه متمرکز گردید
.
به امید یک هوای تازه تر...
حکومت به کفر می ماند ولی به ظلم نمی ماند .
العدل اساس الاحکام.

جملات زيبايی که انگار فقط برای قاب گرفتن و شعار دادن بيان شده اند ! وقتی پای مصداق دفاع از عدالت و حق طلبی به ميان می آيد همه محافظه کار می شوند.
کافی است پای مسائل دست چندم به ميان بيايد آسمان و زمين را به هم می دوزند که وا اسلاما اسلام ازدست رفت و حال آنکه صاحب اسلام عدالت را اساس احکام می داند و می گويد که همه چيز ذيل عدالت است . کو گوش شنوا ؟انگار راست گفته اند که دعوا سر لحاف ملاست!..
امروز هر از گاهی در گوشه و کنار اين سر زمین گاهی طلبه ای گاهی دانشجوئی و يا گاهی هنرمندی به پای شعار عدالت خواهی نظام پا در ميدان مين می گذارد اما انگار همه منتظرند فقط کسی بميرد تا در گراميداشتش خطبه و شعر بخوانند و خيابان به نامش کنند....
يکی نيست به اين مسئولين حالی کند نيم نگاهی اگر به سيره امير المومنين داشته باشيد می بينيد که حضرت در تبعيد ابوذز به خاطر عدالتخواهی اش سکوت نکر د و به بدرقه اش رفت و نترسيد که متهم به همنشينی و دفاع از آرمانگرايان شود ....
جالب است مسئولينی که از گرده و نردبان عدالتخواهان بالا رفته اند حال از آنها پرهيزمی کنند !!!
يکی نيست به اين طلبه مهاجر که با پای پياده دنبال کاروان عدات است بگويد غم چه داری و حرفت چيست؟